منبع: الجزیره | محمد قاسم | ۲۰ سپتامبر ۲۰۲۶
جنگ غزه و نبرد بر سر دیدهشدن
با آغاز بمباران غزه در اکتوبر ۲۰۲۳، خبرنگاران فلسطینی به شبکههای اجتماعی روی آوردند تا آنچه بر مردم غزه میگذشت را مستقیماً به جهان منتقل کنند. همزمان، محدودیت ورود خبرنگاران خارجی به غزه، نقش خبرنگاران محلی و شهروندخبرنگاران را در مستندسازی جنگ برجستهتر ساخت. الجزیره مینویسد که در کنار خطرهای میدانی، انتقال تصاویر، شهادتها و اسناد مربوط به جنگ به مخاطبان جهانی نیز با موانع دیجیتالی روبهرو بوده است.
«اکوساید»؛ وقتی محتوا حذف نمیشود، اما مخاطب خود را از دست میدهد
نویسندهی این گزارش در الجزیره، برای توضیح این وضعیت از اصطلاح «Echoicide» یا «اکوساید» استفاده میکند. منظور وضعیتی است که در آن یک پیام لزوماً از فضای آنلاین حذف نمیشود، اما سازوکار انتقال و توزیع آن چنان محدود میشود که صدای منتشرکننده، بازتاب و دامنه اثرگذاری خود را از دست میدهد. به نوشته الجزیره، این محدودیت میتواند از طریق حذف محتوا، تعلیق حساب، کاهش پیشنهاد محتوا توسط الگوریتمها یا کاهش قابلیت یافتن مطالب اعمال شود. در نتیجه، یک مطلب ممکن است همچنان آنلاین باشد، اما مخاطبان بسیار کمتری به آن دسترسی پیدا کنند.
گزارش دیدهبان حقوق بشر درباره محتوای فلسطینی
بر اساس این گزارش، دیدهبان حقوق بشر مواردی را مستند کرده است که در آن اینستاگرام تصاویر و ویدیوهای مربوط به غیرنظامیان فلسطینی کشته یا زخمیشده در حملات اسرائیل را حذف کرده است. این پلتفرم گفته بود چنین محتواهایی با مقررات شرکت متا در زمینه «خشونت و تحریک» مغایرت داشتهاند. گزارش الجزیره این موارد را بخشی از بحث گستردهتر درباره نحوه تعدیل، توزیع و دسترسی به محتوای مرتبط با فلسطین در شبکههای اجتماعی میداند.
روایت احمد شهابالدین از محدودشدن دسترسی
احمد شهابالدین، خبرنگار فلسطینی که بیش از ۱.۱ میلیون دنبالکننده در اینستاگرام دارد، به الجزیره گفته است که از حساب خود برای انتقال اطلاعات دستاول و روایتهای مردم غزه استفاده کرده است. به گفته او، برخی ویدیوها و تصاویر پس از انتشار یا «ناپدید» شدهاند یا بدون توضیح روشن با کاهش شدید میزان دسترسی مواجه شدهاند. او همچنین گفته است شماری از مطالب منتشرشده در حسابش در پرونده نسلکشی آفریقای جنوبی علیه اسرائیل در دیوان بینالمللی دادگستری مورد استفاده قرار گرفتهاند. شهابالدین مدعی است که با افزایش مراجعه کاربران به صفحهاش، حساب او چندین بار از دسترس خارج شده و سپس با محدودیت شدید در میزان دیدهشدن مواجه شده است. این اظهارات ادعای او درباره عملکرد متا است و الجزیره در ادامه گزارش، پاسخ این شرکت را نیز منعکس کرده است.
جنگ در عصر تلفن هوشمند و پخش زنده
تلفنهای هوشمند، پخش زنده، تصاویر ماهوارهای و شبکههای اجتماعی امکان مشاهده تقریباً لحظهای جنگها را برای میلیونها نفر فراهم کردهاند. با این حال، گزارش الجزیره این پرسش را مطرح میکند که چرا با وجود دسترسی گستردهتر به اطلاعات، برخی جنگها و رنجهای انسانی در فضای عمومی بسیار برجسته میشوند، در حالی که برخی دیگر کمتر دیده میشوند. این پرسش، محور اصلی بحث گزارش درباره رابطه میان فناوری، قدرت و دیدهشدن است.
سانسور الگوریتمی؛ محتوا هست اما پیدا نمیشود
جیلیان یورک، نویسنده و فعال مرتبط با بنیاد مرزهای الکترونیکی، به الجزیره گفته است که سانسور دیجیتالی ممکن است از اشکال سنتی سانسور دشوارتر قابل تشخیص باشد. در این نوع محدودیت، محتوا الزاماً حذف نمیشود؛ بلکه الگوریتمها میتوانند میزان دسترسی، قابلیت جستوجو و پیشنهاد آن به کاربران را کاهش دهند. در نتیجه، شهادت یا سند همچنان روی پلتفرم باقی میماند، اما احتمال رسیدن آن به مخاطبان به تدریج کاهش مییابد.
خودسانسوری و محدودیت اثرگذاری محتوا
لیلا واره، خبرنگار مستقر در کرانه باختری اشغالی، گفته است حساب اینستاگرام او در جریان جنگ چندین بار تعلیق و دوباره فعال شده است. با این حال، به باور او، مسئله فقط الگوریتمها و «شدوبن» نیست. کاربران ممکن است تصاویر غزه را ببینند و از آن متأثر شوند، اما سپس برنامه را ببندند و به زندگی روزمره خود بازگردند؛ در حالی که فلسطینیانی که این رویدادها را تجربه میکنند چنین امکانی ندارند. از دید او، پرسش اساسی این است که پس از دیدن و بهاشتراکگذاری محتوا چه تأثیر واقعی ایجاد میشود.
بررسی عملکرد متا در قبال محتوای عربی و عبری
در سال ۲۰۲۱، هیئت نظارت متا پیشنهاد کرد بررسی مستقلی درباره اجرای سیاستهای تعدیل محتوا در قبال مطالب عربی و عبری انجام شود. متا در پاسخ، سازمان Business for Social Responsibility را مأمور بررسی این موضوع، از جمله عملکرد سیستمهای خودکار، کرد. این بررسی شواهدی مبنی بر تلاش عمدی کارمندان متا برای سودرساندن یا آسیبزدن به یک جامعه مشخص پیدا نکرد، اما پیامدهای ناخواسته برای کاربران فلسطینی و عرب، از جمله نگرانیهایی درباره آزادی بیان آنان، را تأیید کرد.
چگونه تصمیمهای فنی بر دیدهشدن یک روایت اثر میگذارند؟
گزارش استدلال میکند که محدودشدن یک روایت لزوماً به تصمیم مستقیم یک فرد برای سانسور نیاز ندارد. یک مهندس میتواند شیوه رتبهبندی محتوا در «فید» را تغییر دهد، تیم سیاستگذاری میتواند دستورالعملهای تعدیل محتوا را بازنویسی کند و تیم محصول میتواند مشخص کند چه مطالبی به کاربران پیشنهاد شود. هر تصمیم بهتنهایی ممکن است سانسور مستقیم به نظر نرسد، اما ترکیب این تصمیمها میتواند تعیین کند کدام روایتها به مخاطب گسترده میرسند و کدام روایتها کمتر دیده میشوند.
پاسخ متا به اتهام سانسور سیستماتیک
متا در پاسخ به پرسشهای الجزیره، به بیانیهای از سال ۲۰۲۳ اشاره کرده و ادعای دیدهبان حقوق بشر درباره «سانسور سیستماتیک» را رد کرده است. سخنگوی این شرکت گفته است متا میپذیرد که اشتباهاتی رخ داده و برای اصلاح آنها تغییراتی اعمال شده است، اما ادعای سرکوب عمدی و سیستماتیک یک صدای مشخص را نادرست میداند. متا همچنین گفته است تصمیمهای مربوط به تعدیل محتوا بر اساس نقض سیاستهای پلتفرم اتخاذ میشوند، نه دیدگاه سیاسی کاربران.
با این حال، بر اساس گزارش الجزیره، متا مستقیماً به این پرسش پاسخ نداده است که آیا حسابها یا محتوای لیلا واره و احمد شهابالدین عمداً در رتبهبندی پایینتر قرار گرفته یا میزان دسترسی آنها محدود شده است.
آیا محدودسازی میتواند ساختاری باشد؟
مروا فطافطه، مدیر سیاستگذاری و دادخواهی خاورمیانه و شمال افریقا در سازمان حقوق دیجیتال Access Now، به الجزیره گفته است که محدودشدن صدای فلسطینیان را نمیتوان صرفاً مجموعهای از خطاهای جداگانه در تعدیل محتوا دانست. به باور او، این مسئله ویژگیهایی «سیستماتیک، ساختاری و گسترده» دارد. او استدلال کرده است که برای اثبات آسیب سیستماتیک لازم نیست ثابت شود یک مدیر مشخص در متا عمداً دستور حذف محتوای فلسطینی را صادر کرده است؛ زیرا طراحی، زمانبندی و اجرای سیاستها نیز میتواند پیامدهای ساختاری ایجاد کند.
قدرت دیجیتال و تعیین روایتهای قابل مشاهده
گزارش با اشاره به آثار ادوارد سعید، میشل فوکو و جودیت باتلر، بحث گستردهتری را درباره رابطه قدرت، بازنمایی و اعتبار مطرح میکند. نویسنده استدلال میکند که شبکههای اجتماعی امروز بخشی از این قدرت را در مقیاسی بسیار بزرگ اعمال میکنند؛ زیرا سیستمهای این پلتفرمها میتوانند بر اینکه چه چیزی دیده شود، چه روایتی معتبر تلقی شود و چه چیزی در حافظه عمومی باقی بماند، اثر بگذارند.
«استبداد ناامنی» و رقابت بر سر مفهوم قربانی
نویسنده در کنار «اکوساید»، مفهوم دیگری را با عنوان «Tyranny of Precarity» یا «استبداد ناامنی» مطرح میکند. بر اساس این چارچوب تحلیلی، بازیگران قدرتمند میتوانند زبان سیاسی آسیبپذیری، ترس و ناامنی را به شکلی مؤثرتر در اختیار بگیرند، در حالی که ناامنی مزمن جوامع کمقدرتتر ممکن است به تدریج عادی شود و همان میزان توجه سیاسی را جلب نکند.
سری مکدیسی، از نویسندگان کتاب در دست انتشار Anti-Palestinianism، به الجزیره گفته است مسئله فقط دیدهنشدن رنج فلسطینیان نیست؛ بلکه این رنج در مجموعهای از روایتها، تحریفها، نقاط کور و اشکال انکار در موقعیت پایینتری قرار داده میشود. گزارش استدلال میکند که «اکوساید» به این میپردازد که صدای چه کسی بازتاب خود را حفظ میکند، در حالی که «استبداد ناامنی» بررسی میکند آسیبپذیری چه کسی همچنان دارای اهمیت سیاسی باقی میماند.
غزه و مسئله حق روایت
به نوشته الجزیره، جنگ غزه بحث درباره نحوه انتشار محتوای فلسطینی در فضای آنلاین را برجستهتر کرده است. محدودیت دسترسی به غزه نیز سبب شده است خبرنگاران فلسطینی و غیرنظامیان نقش محوریتری در انتقال روایتهای دستاول داشته باشند. همزمان، خبرنگاران، پژوهشگران و سازمانهای حقوق بشری نگرانیهایی را درباره چگونگی توزیع و دیدهشدن محتوای فلسطینی در شبکههای اجتماعی مطرح کردهاند.
آلانا حدید، فعال و مدیر خلاق مستقر در لسآنجلس، به الجزیره گفته است هنگام انتشار مطالب درباره فلسطین، کاهش چشمگیری در میزان بازدید مشاهده کرده است. به گفته او، دادههای Instagram Insights نشان میدهد محتوای عمومی و مطالب مربوط به مد او بازدید بیشتری نسبت به پستهای مرتبط با فلسطین دریافت میکنند. او تأکید کرده است که مسئله فقط شنیدهشدن نیست، بلکه فلسطینیان برای «حق روایت داستان خود» تلاش میکنند.
















