استرالیا با یک تغییر مهم جمعیتی روبهرو است. خانوادهها نسبت به گذشته فرزندان کمتری دارند و میزان باروری کشور برای چندین دهه روند نزولی داشته است. مهاجرت تاکنون نقش مهمی در رشد جمعیت و تأمین نیروی کار استرالیا داشته است. اما یک واقعیت تازه، این معادله را پیچیدهتر میکند. مهاجران نیز پس از زندگی در استرالیا با همان فشارهایی روبهرو میشوند که بسیاری از خانوادههای دیگر تجربه میکنند؛ مسکن گران، هزینه مراقبت از کودک، فشار کاری و نبود حمایت خانواده گسترده. این شرایط میتواند بر تصمیم آنان برای داشتن فرزند نیز تأثیر بگذارد.
برای دههها، مهاجرت یکی از مهمترین عوامل رشد جمعیت استرالیا بوده است. ورود افراد جوان و در سن کار به کشور نه تنها جمعیت را افزایش داده، بلکه به بازار کار و اقتصاد نیز کمک کرده است. این موضوع با سالمند شدن جمعیت استرالیا اهمیت بیشتری پیدا میکند.
اما مهاجرت به تنهایی پاسخ کامل به کاهش میزان تولد نیست. گزارش SBS News به تجربه خانوادههای مهاجری پرداخته است که پس از آمدن به استرالیا تصمیم گرفتهاند تعداد فرزندان کمتری داشته باشند یا فرزندآوری را به تأخیر بیندازند. دلایل آنان بسیار شبیه نگرانیهای دیگر خانوادههای استرالیایی است. هزینه زندگی بالاست. خرید خانه دشوار شده است. مراقبت از کودک هزینه دارد. و برای بسیاری از مهاجران، پدر و مادر یا دیگر اعضای خانواده در کشور دیگری زندگی میکنند.
استرالیا به پایینترین سطح تاریخی باروری رسیده است
دادههای اداره آمار استرالیا، ABS، نشان میدهد نرخ باروری کل کشور در سال ۲۰۲۴ به ۱.۴۸ فرزند به ازای هر زن رسید. این پایینترین میزان ثبتشده در تاریخ استرالیا بود. در سال ۲۰۲۵ این رقم اندکی افزایش یافت و به حدود ۱.۵۰ فرزند رسید، اما همچنان بسیار پایینتر از سطحی است که برای جایگزینی طبیعی نسلها لازم دانسته میشود.
برای درک اهمیت این رقم باید به چند دهه قبل نگاه کرد. در دهه ۱۹۶۰، نرخ باروری استرالیا بیش از سه فرزند به ازای هر زن بود. اکنون این رقم تقریباً نصف شده است. مردم همچنان خانواده تشکیل میدهند، اما این کار دیرتر اتفاق میافتد و بسیاری از خانوادهها فرزندان کمتری دارند.
این تغییر مختص استرالیا نیست. بسیاری از کشورهای توسعهیافته با کاهش باروری و سالمند شدن جمعیت روبهرو هستند. اما برای استرالیا، کشوری که بخش مهمی از رشد جمعیت خود را از مهاجرت به دست آورده است، این مسئله یک پرسش مهم ایجاد میکند: اگر تولد کمتر شود، آیا مهاجرت میتواند این فاصله را جبران کند؟
مهاجران جمعیت را جوانتر میکنند، اما آنان نیز خانواده تشکیل میدهند
مهاجرت از یک جهت میتواند تأثیر کاهش تولد را تعدیل کند. بسیاری از مهاجرانی که وارد استرالیا میشوند، جوان و در سن کار هستند. آنان وارد بازار کار میشوند، مالیات میپردازند و بخشی از نیروی مورد نیاز کشور را تأمین میکنند.
این مسئله برای کشوری با جمعیت سالمند مهم است. هرچه سهم سالمندان افزایش یابد، تقاضا برای خدمات صحی، aged care و حمایتهای اجتماعی نیز بیشتر میشود. در همان زمان، کشور به جمعیت کافی در سن کار نیاز دارد تا اقتصاد و خدمات عمومی را پشتیبانی کند.
اما مهاجران برای همیشه یک گروه جدا از جامعه استرالیا باقی نمیمانند. آنان نیز در همان بازار مسکن زندگی میکنند. همان هزینههای childcare را میپردازند. با هزینه مواد غذایی و انرژی روبهرو هستند. و برای ایجاد تعادل میان کار و خانواده تلاش میکنند.
به همین دلیل، مهاجرت میتواند ساختار سنی جمعیت را تغییر دهد، اما لزوماً مشکل کاهش باروری را برای همیشه حل نمیکند.
نبود پدر و مادر و خانواده گسترده؛ مشکلی که مهاجران بیشتر احساس میکنند
یکی از بخشهای مهم گزارش SBS، مسئله نبود شبکه خانوادگی است.
برای خانوادهای که چند نسل آن در یک شهر زندگی میکنند، پدربزرگ و مادربزرگ میتوانند در مراقبت از کودک نقش بزرگی داشته باشند. آنان ممکن است کودک را از مکتب یا childcare بگیرند. در روزهای بیماری کمک کنند. یا چند ساعت از کودک مراقبت کنند تا والدین بتوانند کار کنند.
اما بسیاری از مهاجران چنین شبکهای در استرالیا ندارند. والدین و خواهران و برادران آنان ممکن است هزاران کیلومتر دورتر زندگی کنند. در نتیجه، تقریباً تمام مسئولیت مراقبت از کودک بر دوش والدین قرار میگیرد.
این مسئله فقط مالی نیست. فشار روانی و زمانی نیز ایجاد میکند. اگر کودک مریض شود، یکی از والدین ممکن است مجبور شود از کار مرخصی بگیرد. اگر والدین بخواهند زمانی برای خود داشته باشند، همیشه فرد مورد اعتمادی برای مراقبت از کودک وجود ندارد.
برای بعضی خانوادهها، همین نبود حمایت خانوادگی میتواند در تصمیم برای داشتن فرزند دوم یا سوم نقش داشته باشد.
مسکن نیز بخشی از تصمیم درباره فرزندآوری شده است
هزینه مسکن یکی دیگر از عوامل مهم است. خانوادهای که در یک apartment کوچک زندگی میکند ممکن است برای داشتن فرزند دیگر به خانه بزرگتری نیاز داشته باشد. اما خانه بزرگتر معمولاً به معنای کرایه بیشتر یا mortgage بزرگتر است.
در شهرهایی مانند سیدنی، ملبورن و کانبرا، این تصمیم میتواند صدها دالر به هزینه هفتگی یا ماهانه خانواده اضافه کند. خانوادهای که هنوز برای deposit خانه پسانداز میکند نیز ممکن است فرزندآوری را به تأخیر بیندازد.
بنابراین بحران مسکن فقط درباره خرید یا اجاره خانه نیست. پیامدهای آن میتواند به تصمیمهای شخصی خانوادهها نیز برسد.
اگر زوجی احساس کند با داشتن فرزند دیگر باید از شهری که در آن کار میکند خارج شود، خانه کوچکتری انتخاب کند یا فشار مالی بسیار بیشتری تحمل کند، ممکن است تصمیم خود را تغییر دهد.
childcare و بازگشت به کار نیز مهم است
پس از تولد کودک، خانواده با پرسش دیگری روبهرو میشود: چه کسی از کودک مراقبت خواهد کرد؟
استرالیا برای childcare یارانه دولتی دارد، اما هزینه مراقبت از کودک همچنان میتواند بخش قابل توجهی از بودجه خانواده را مصرف کند. این موضوع برای خانوادههایی که چند کودک خردسال دارند اهمیت بیشتری پیدا میکند.
تصمیم درباره فرزندآوری همچنین با آینده کاری والدین، بهخصوص زنان، ارتباط دارد. اگر یکی از والدین برای مدت طولانی از بازار کار خارج شود، خانواده نه تنها بخشی از درآمد فعلی خود را از دست میدهد، بلکه ممکن است رشد حرفهای، superannuation و درآمد آینده او نیز تحت تأثیر قرار گیرد.
برای یک خانواده مهاجر که هنوز در حال ایجاد ثبات مالی در کشور جدید است، این محاسبه میتواند دشوارتر باشد.
آیا مهاجرت میتواند مشکل سالمند شدن جمعیت را حل کند؟
تا حدی، بله. اما نه به تنهایی.
مهاجرت میتواند افراد جوان و در سن کار را وارد کشور کند. این موضوع میتواند رشد جمعیت را حفظ کند و فشار ناشی از سالمند شدن جمعیت را کاهش دهد. استرالیا سالهاست که از این مزیت استفاده میکند.
اما مهاجرت یک راهحل دائمی برای باروری پایین نیست. مهاجران نیز سالمند میشوند. آنان نیز ممکن است پس از زندگی در استرالیا الگوهای مشابه فرزندآوری با دیگر ساکنان کشور پیدا کنند. اگر هزینه تشکیل خانواده بالا باشد، مهاجر بودن به خودی خود باعث نمیشود خانوادهها فرزندان بیشتری داشته باشند.
بنابراین، اگر هدف سیاستگذاران افزایش امکان تشکیل خانواده باشد، مسئله فقط تعداد مهاجران نیست. هزینه مسکن، childcare، امنیت شغلی، parental leave و دسترسی به حمایت خانوادگی نیز اهمیت دارد.
مسئله فقط «تعداد مردم» نیست
بحث جمعیت گاهی به یک انتخاب ساده میان «مهاجرت بیشتر» و «مهاجرت کمتر» تبدیل میشود. اما واقعیت پیچیدهتر است.
استرالیا به نیروی کار نیاز دارد. در بخشهایی مانند صحت، مراقبت سالمندان، ساختمان و برخی حرفههای تخصصی، مهاجران نقش مهمی دارند. در عین حال، رشد سریع جمعیت میتواند تقاضا برای مسکن، ترانسپورت، مکتب و خدمات عمومی را افزایش دهد.
به همین دلیل، سیاست جمعیتی باید میان چند هدف تعادل ایجاد کند. کشور باید نیروی مورد نیاز اقتصاد را تأمین کند. باید برای جمعیت سالمند آماده شود. و همزمان باید شرایطی فراهم کند که خانوادهها، چه مهاجر و چه متولد استرالیا، بتوانند بدون فشار مالی غیرقابل تحمل درباره داشتن فرزند تصمیم بگیرند.
مهاجرت بخشی از پاسخ است، نه تمام آن
کاهش تولد در استرالیا احتمالاً با یک سیاست واحد تغییر نخواهد کرد. مهاجرت میتواند رشد جمعیت و نیروی کار را تقویت کند. اما نمیتواند به تنهایی مشکلاتی را که باعث شده خانوادهها فرزندان کمتری داشته باشند، برطرف کند.
اگر خانه مناسب برای خانواده گران باشد، اگر childcare فشار مالی زیادی ایجاد کند و اگر والدین نتوانند میان کار و مراقبت از کودک تعادل ایجاد کنند، افزایش تعداد مهاجران علت اصلی این مشکلات را تغییر نمیدهد.
تجربه مهاجران یک نکته دیگر را نیز نشان میدهد. مهاجرت به استرالیا الزاماً به معنای تشکیل خانواده بزرگتر نیست. خانواده مهاجر پس از استقرار در کشور با همان واقعیتهای اقتصادی روبهرو میشود که دیگر خانوادهها تجربه میکنند. حتی ممکن است یک حمایت مهم را نیز نداشته باشد: پدر، مادر و خانواده گستردهای که در نزدیکی او زندگی کنند.
به همین دلیل، پرسش آینده جمعیت استرالیا نباید فقط این باشد که «چند مهاجر وارد کشور شوند؟» پرسش مهمتر این است: آیا استرالیا محیطی ایجاد کرده است که خانوادهها بتوانند با اطمینان بیشتری صاحب فرزند شوند؟
پاسخ به این پرسش میتواند برای آینده جمعیت کشور به اندازه سیاست مهاجرت اهمیت داشته باشد.
منابع: SBS News و Australian Bureau of Statistics.
















